افزایش هوش مالی به روش رابرت کیوساکی

//افزایش هوش مالی به روش رابرت کیوساکی

افزایش هوش مالی به روش رابرت کیوساکی

مشکل نصیحت های مالی این است که همگی شبیه به هم‌اند. همیشه به شما گفته‌اند، با جدیت کار کنید، پول پس‌انداز کنید، کمتر از درآمدتان خرج کنید و سبد سهام برای خود تهیه کنید. اما این نصیحت، بنا به گفته رابرت کیوساکی در کتاب جدیدش به نام «هوش مالی خود را افزایش بدهید» از سری کتاب‌های پدر پولدار (Rich Dad)، دیگر منسوخ شده است.

کتاب «هوش مالی خود را افزایش بدهید»، تازه‌ترین کتاب از سری کتاب‌های بسیار محبوب شرکت ریچ دد (پدر پولدار) است. این کتاب پرفروش، بسیاری از افراد (از جمله خود من) را به کنترل زندگی مالی‌شان تشویق کرده است.

کیوساکی عاشق شیطنت و استفاده از روش‌های نامطمئن و پیشنهادهای غیرمعمول برای ثروت‌اندوزی است. او دایم از صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، بد می‌گوید و غالب اوقات سرمایه‌گذاری‌های «عالی» در املاک، نفت، طلا و نقره را پیشنهاد می‌کند. او دوست دارد ادعاهای بحث‌انگیزی، مانند اینکه «مردم نباید کمتر از درآمدشان خرج کنند» مطرح کند.

با این‌حال اگر بیشتر توجه کنید، مشخص می‌شود که کیوساکی با تأکید بر این حرف‌ها می‌خواهد توجه‌ها را به مطالب خود جلب کند. این یک تاکتیک بازاریابی است. او واقعا معتقد است که کمتر از درآمد خرج کردن، مهم است -او صرفا معتقد است که بهترین روش جبران کسری بودجه، به جای کم خرج کردن، افزایش توان کسب درآمد است. من با توجه به روش خودم در مورد اینکه چگونه باید یک کتاب در خصوص امور مالی شخصی را مطالعه کرد، تصمیم گرفتم به کتاب «هوش مالی خود را افزایش بدهید»، فرصتی بدهم و آن را با دیدی باز و ذهنی روشن، مطالعه کنم. در نهایت سه بار آن را مطالعه کردم و البته هنوز هم نمی‌دانم در مورد آن چه فکری کنم.

هوش مالی

کیوساکی در این کتاب می‌نویسد، «ملک و املاک، سهام، صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، کسب‌وکار یا پول، کسی را پولدار نمی‌کنند، بلکه اطلاعات، آگاهی، دانش، چگونه انجام دادن کارها، که البته به مجموعه این موارد هوش مالی هم می‌گویند، فرد را به پول می‌رسانند.» او اشاره می‌کند که خرید یک مجموعه باشگاه گلف‌بازی نمی‌تواند مهارت‌تان در این بازی را افزایش دهد. اما اگر در کلاس‌های آموزش گلف بازی شرکت کنید، می‌توانید مهارت کافی در این بازی را به دست آورید. او امیدوار است که خوانندگان با مطالعه کتاب «هوش مالی خود را افزایش بدهید»، بتواند در «بازی پول درآوردن» بهتر عمل کنند.

کیوساکی «هوش مالی» را به پنج جنبه تقسیم می‌کند:

۱. کسب درآمد بیشتر. این بخش با مقدار پولی که کسب می‌کنید، سنجیده می‌شود. مثلا اگر سالانه ۱۰۰هزار دلار درآمد دارید، هوش مالی‌تان از کسی که سالانه ۳۰ هزار دلار درآمد دارد، بیشتر است.

۲. محافظت از پول خود. زمانی که پول درمی‌آورید، باید بتوانید آن را نگه‌دارید. مراقبت از پول، به ویژه با استفاده از روش‌هایی برای کاهش مالیات‌ها، جنبه‌ی دوم هوش مالی است.

۳. بودجه‌بندی پول. کیوساکی می‌نویسد، «توانایی خوب زندگی کردن و سرمایه‌گذاری بدون توجه به اینکه چقدر درآمد دارید، به سطح بالایی از هوش مالی نیاز دارد.» این هوش مالی نیز با مقدار پولی که پس از تأمین مخارج، باقی می‌ماند، اندازه‌گیری می‌شود.

۴. افزایش پول خود از طریق اهرم مالی. این هوش مالی با بازگشت پول ارزیابی می‌شود. شما با مقدار پول اضافه بودجه‌تان چقدر می‌توانید پول بیشتری کسب کنید؟

۵. بهبود بخشیدن اطلاعات مالی. اطلاعات مالی صرفا به معنای آگاهی از مفاهیم اصلی مالی نیست. علاوه بر این‌ آگاهی، باید تمام جزئیات مربوط به سرمایه‌گذاری‌هایی را که انجام می‌دهید نیز بدانید.

بیشتر محتوای این کتاب در مورد این پنج جنبه‌ی هوش مالی است که تمامی آنها را  با جزئیات کامل شرح داده است.

هوش مالی ۱: کسب درآمد بیشتر

کیوساکی می‌گوید، بسیاری از مردم نمی‌توانند ثروت‌‌شان را افزایش بدهند. زیرا آنها می‌خواهند بدون هیچ کار و تلاشی، ثروت‌اندوزی کنند. او در این کتاب می‌نویسد، «چیزی را که مردم به آن توجه نشان نمی‌دهند، این است که فرایند رسیدن به پول آنها را ثروتمند می‌کند، نه خود پول.» با یادگیری روش پول‌سازی، می‌توانید دایما درآمد کسب کنید. این فرایند برای هر فرد متفاوت خواهد بود. چراکه هریک از ما اهداف، رؤیاها و جاه‌طلبی‌های متفاوتی داریم. مهمترین چیز پیدا کردن بهترین راه برای خودتان برای کسب درآمد بیشتر و سپس هدف‌گزینی بر اساس آن است.

همچنین برای کسب درآمد باید کنترل احساسات خود را بیاموزید. باید بیاموزید از لذت‌های زودگذر چشم‌پوشی کنید. مسلما نمی‌خواهید آینده مالی‌تان را فدای چند تومان امروز کنید. گاهی اوقات پیش رفتن، به نظر سخت می‌آید، اما اگر به راه و مسیری که طی می‌کنید، اعتماد دارید، حل مشکلات را هم یاد می‌گیرید. چشم به اهداف‌تان بدوزید و راهی برای رسیدن به آن بیابید.

بنابر نظر کیوساکی، کلید اصلی پول درآوردن، یادگیری روش حل مشکلات است. او می‌نویسد، ؛ برای اینکه بتوانید به ثروت‌تان بیفزایید، باید با این حقیقت که مشکلات همیشه وجود دارند روبه‌رو شوید.» مشکلاتی که جلوی ثروتمند شدن شما را می‌گیرند، شناسایی کنید و آنها را از سر راه بردارید.

هوش مالی ۲: حفاظت از پول‌ خود

به محض اینکه شروع به کسب درآمد کردید، باید از آن در برابر «شکارچیان مالی»، محافظت کنید. کیوساکی می‌گوید هفت نوع از این شکارچیان وجود دارد که باید مراقب آنها باشید:

۱. مأموران دولتی- کیوساکی در عین حال که پرداخت مالیات را قبول دارد و آن را تأیید می‌کند، می‌گوید توان کاهش مقدار مالیات‌هایی را که باید بپردازد، دارد.

۲. بانکداران- بانک‌ها دایما با نام کارمزد در حال برداشت از پول‌های شما هستند. باید مراقب این نوع برداشت‌ها باشید و از پول‌تان محافظت کنید.

۳. کارگزاران- هزینه‌هایی که به کارگزاران پرداخت می‌کنید، درست مانند بانکداران، ذره ذره از ثروت‌تان می‌کاهند. کیوساکی می‌گوید، کارگزار کسی است که موجب «گردش» حساب‌ها و خرید و فروش دایمی سهام‌ها می‌شوند تا از حق کمیسیون بیشتری برخوردار شوند.

۴. کسب‌وکار- کیوساکی می‌نویسد، «تمامی کسب‌وکارها، چیزی برای فروش دارند، کار آنها این است که بخشی از پول‌تان را از شما بگیرند و کار شما هم محافظت از پول‌تان است. کیوساکی می‌گوید، هر بار خواستید چیزی بخرید، از خودتان بپرسید، با این کار پولدارتر می‌شوید یا بی‌پول‌تر.

۵. تازه عروس‌ها و دامادها- پول در هر رابطه‌ای، نقش مهمی دارد. باید به شریک زندگی‌تان اعتماد کنید و در عین حال باید در مورد امور مالی‌تان به درکی مشترک برسید.

۶. اعضای خانواده – کیوساکی معتقد است برای محافظت از دارایی خود نباید اعضای خانواده‌تان را در آن شریک کنید. اموال‌تان صرفا بعد از مرگ‌تان باید بین آنها تقسیم شود.

۷. مشاوران حقوقی- در پایان، باید خود را از دعواهای حقوقی دور نگهدارید.

 

اگرچه کیوساکی، هفت خطر فوق در مورد هدر رفتن پول را گوشزد می‌کند، نصیحت عملی کمی برای غلبه بر آنها پیشنهاد می‌دهد. مثلا چگونه می‌توان تا حد امکان مالیات کمتری پرداخت؟ یا بهترین روش برای برنامه‌ریزی در مورد دارایی خود چیست؟

هوش مالی ۳: بودجه‌بندی پول

دو روش برای جبران کمبود بودجه وجود دارد: کاهش هزینه‌ها یا افزایش درآمد. هر دوی این روش‌ها می‌توانند کسری بودجه را جبران کنند، اما به اعتقاد کیوساکی (و البته من)، افزایش درآمد در طولانی‌ مدت، راه حل بهتری است.

کیوساکی توضیح می‌دهد که توجه به مازاد بودجه یک هزینه ثابت، مهم است. اگر تصمیم گرفته‌اید ۱۰ درصد از درآمدتان را پس‌انداز کنید، این ۱۰ درصد را جزو هزینه‌های ثابت خود قرار بدهید. با آن طوری رفتار کنید که انگار قرار است مختص پرداخت یکی از صورتحساب‌های ماهانه‌تان باشد. سپس آن را زودتر از صورتحساب‌های دیگر به خودتان پرداخت کنید. کیوساکی می‌نویسد، «با مشاهده روش استفاده از زمان و پول کسی، می‌توان آینده آن فرد را پیش‌بینی کرد. زمان و پول، دارایی‌های بسیار باارزشی هستند. آنها را عاقلانه خرج کنید.»

کیوساکی یادآور می‌شود مردم وقتی همه چیز سخت و مشکل می‌شود، به کم خرج کردن گرایش پیدا می‌کنند. اما اگر آنها هزینه‌های خود را اولویت‌بندی کنند، واقعا می‌توانند وضعیت زندگی‌شان را بهبود بخشند. مسلما بهتر است در مصرف مثلا نوشیدنی و هله‌هوله‌هایی مانند چوب‌شور، صرفه‌جویی کنند اما برای آموزش و ارتقای خود، بیشتر هزینه کنند.

کیوساکی می‌نویسد، به جای اینکه کمتر از درآمدتان هزینه کنید، درآمدتان را افزایش بدهید.

هوش مالی ۴: تقویت پول خود از طریق اهرم مالی

این بخش طولانی‌ و ناامیدکننده‌ترین فصل کتاب است. در واقع در این قسمت، فلسفه اصلی مالی کیوساکی مشخص می‌شود، اما هنوز روشی که مناسب افراد متوسطی مانند من و شما باشد، ارائه نمی‌دهد.

کیوساکی می‌گوید، اهرم مالی- قرض گرفتن پول برای افزایش توان پول نقدتان- خوب است، به شرط اینکه آنقدر هوش مالی داشته باشید که بتوانید سرمایه‌تان را کنترل کنید. اما اگر چنین کنترلی روی دارایی‌تان نداشته باشید، اهرم مالی برای شما بسیار خطرناک است. او می‌نویسد، «بیشتر مردمی که به دلیل سقوط ارزش املاک متضرر شدند، افرادی بودند که برای حفظ سرمایه و افزایش ارزش ملک‌شان روی بازار مسکن، حساب باز کرده بودند. آنها پولی را که داشتند، قرض کرده بودند، درحالی‌که روی افزایش یا کاهش قیمت مسکن در بازار هیچ کنترلی نداشتند. این نمونه‌ای از نبود هوش مالی است.

کیوساکی می‌گوید، به جای این کار، افراد باید از اهرم مالی برای شرکت در سرمایه‌گذاری‌های با خطر کم، یعنی سرمایه‌هایی که آنها به‌عنوان سرمایه‌گذار روی آنها به‌اندازه‌ی کافی کنترل داشته باشند، استفاده کنند. این کار به نظر عالی می‌آید. اما کیوساکی هیچ نمونه‌ای مرتبط با آن ارائه نداده است. او از مجتمع آپارتمان ۳۰۰ واحدی ۱۷ میلیون دلاری در تولسا، اوکلاهما، می‌گوید. سپس ادامه می‌دهد، «این سرمایه‌گذاری خوبی برای استفاده از اهرم مالی است. زیرا من می‌توانم روی تمام عملیات آن کنترل داشته باشم و ارزش سرمایه‌گذاری را تعیین کنم.»

اما اگر من خواننده این کتاب، این مقدار پول نداشته باشم، چه؟ یا اگر فقط ۱۷ میلیون تومان داشته باشم، چه کاری می‌توانم، انجام بدهم؟ اهرم مالی چه کمکی می‌تواند به یک فرد با درآمد متوسط کند؟ ( البته این یکی از سؤال‌هایی است که در مصاحبه‌ام از کیوساکی پرسیده‌ام و هنوز پاسخی نگرفته‌ام.)

هوش مالی ۵: بهبود بخشیدن اطلاعات مالی

وارن بافت، موفق‌ترین سرمایه‌دار تمام دوران است، با این‌حال او هرگز قمار نمی‌کند. بافت (و چارلی مونگر، شریک او) برای هر تصمیمی که می‌گیرند، تحقیق گسترده‌ای انجام می‌دهند. آنها قبل از اینکه شرکتی بخرند، می‌خواهند همه چیز را در مورد آن بدانند. این اطلاعات به آنها اجازه می‌دهد تا با اطمینان سرمایه‌گذاری کنند.

اما برعکس آنها، من سرمایه‌گذاری‌های واقعا بی‌معنی‌ای انجام داده‌ام. سهام‌هایی با امید به اینکه روزی قیمت‌شان افزایش یابد، خریده‌ام. این نوع تصمیم‌گیری‌ها برمبنای اطلاعات و آگاهی نیستند- آنها کاملا احساسی‌اند.

برای افزایش اطلاعات مالی خود، باید به موارد زیر توجه کنید:

* واقعیت را از عقاید جدا کنید. بسیاری از افراد آگاه معمولا دوست دارند عقاید خود را مطرح کنند. مثلا، «قیمت طلا در حال افزایش است!» اما انجام دادن تصمیم‌گیری‌های مالی براساس این اظهارنظرها، احمقانه است. تصمیم‌گیری‌هایتان را براساس حقایق انجام بدهید.

* اطلاعات به‌دست آمده را اعتبارسنجی کنید. فقط به یک منبع اطلاعاتی متکی نباشید و اعتبار اطلاعات به‌دست آمده‌تان را با استفاده از نهادهای دیگر تأیید کنید.

* قوانین را بشناسید. اگر روش سرمایه‌گذاری را نمی‌دانید، از آن منصرف شوید. کیوساکی می‌نویسد،‌ « قوانین منبع باارزشی در مورد نحوه بازی با پول فراهم می‌کند.»

* گرایش بازار را درک کنید. این گرایش‌ها در واقع حقایق تاریخی هستند. سرمایه‌گذارهای باهوش از این حقایق برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه، استفاده می‌کنند. اما مهم است بدانید که این گرایش‌ها، حقایق آینده را نشان نمی‌دهند، بلکه فقط از شرایط احتمالی آینده سخن می‌گویند. با این‌حال، گرایش‌ها، منابع باارزش اطلاعات مالی‌اند.

کیوساکی می‌نویسد: در نهایت، این دارایی نیست که شما را ثروتمند می‌کند، بلکه اطلاعات و آگاهی‌تان از شما فردی پولدار می‌سازد.

افزایش نبوغ مالی خود

باوجود اینکه بررسی پنج جنبه‌ی هوش مالی، این کتاب حجیم ۲۰۰ صفحه‌ای را به خود اختصاص می‌دهند، اما در حقیقت ۵۰ صفحه آخر، بیشترین ارزش را دارند. کیوساکی در این سه فصل در مورد «یکپارچگی پول»، صحبت می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه نبوغ مالی خود را افزایش بدهید.

او توصیه‌های جالبی، مانند اهمیت ایجاد اظهارات مالی شخصی، مطرح می‌کند. او در مورد اینکه چگونه عملیات مالی‌تان را برمبنای عقایدتان تعیین کنید، توضیح می‌دهد. سپس درباره روان‌شناسی پول می‌نویسد و به ترس از شکست، توجه ویژه‌ای می‌کند. او درباره قدرت محیط مالی می‌نویسد. او می‌گوید، «اگر می‌خواهید ثروتمند و موفق‌تر شوید، یافتن محیطی که به شما اجازه رشد و توسعه بدهد، بسیار مهم و حیاتی است.

یکپارچگی مالی

من کتاب هوش مالی‌تان را افزایش بدهید را دوست دارم. این کتاب جای خود را در مورد موضوعی که از آن بسیار کم نوشته شده است، در بازار حفظ می‌کند. کتابی انگیزه‌بخش است. عاشق عقاید بزرگ کیوساکی هستم. آنها مانند هوای تازه می‌مانند و مواردی را ارائه می‌دهند که معمولا در مباحث مالی شخصی گم می‌شوند. من همچنین نوشته‌هایش را دوست دارم، چراکه به من انگیزه حرکت می‌دهند و مرا برای رسیدن به اهدافم به جلو پیش می‌رانند.

اما – و این امای بزرگی است- اغلب با مطالعه برخی موارد موجود در کتاب کیوساکی، دچار ناامیدی می‌شوم و هوش مالی خود را افزایش بدهید، استثنا نیست. البته این بدین معنا نیست که من با او مخالفم؛ در حقیقت معتقدم که او در اشتباه است. اجازه بدهید یک مثال بیاورم.

کیوساکی به تنوع اعتقادی ندارد. او وقت بسیاری برای انتقاد از آن دسته از کارشناسان مالی می‌گذارد که توصیه به داشتن سبد سهام در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک گوناگون می‌کنند. او می‌نویسد: مشکل این توصیه در این است که بیشتر رایزن‌ها نمی‌دانند که آیا در طولانی‌مدت توصیه‌شان مؤثر خواهد بود یا خیر. من می‌خواهم از آن کارشناس بپرسم که آیا تضمین می‌کنید، این استراتژی موفق شود؟»

اما کیوساکی می‌پذیرد که خود او نمی‌تواند استراتژی‌های خودش را تضمین کند. من گیج می‌شوم و از کیوساکی می‌پرسم، چرا خرد معمولی را به دلیل ضعفی که حتی می‌پذیرید روش‌های خودتان هم دارند، محکوم می‌کنید؟ حداقل طرفداران صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، تاریخچه‌ای طولانی از حقایق و گرایش‌های بازار دارند که می‌تواند از ادعاهای آنها حمایت کند. حتی آیا این تاریخچه یکی از اجزای بسیار مهم هوش مالی نیست که این کتاب به‌طور مشخص آن را ستایش می‌کند؟

مواردی مانند آن باعث می‌شود که من مطالعه کتاب‌های کیوساکی را با نظر گرفتن یکسری ملاحظات، توصیه کنم. تنوع سرمایه‌گذاری، کار اشتباهی نیست. فریب و خدعه نیست. به‌جز کیوساکی، تقریبا هر نویسنده امور مالی که من کتاب‌هایشان را خوانده‌ام، آن را پذیرفته‌اند. تنوع، اصول حیاتی نظریه سبد سهام دنیای مدرن امروز است و بر اساس حقایق، نه صرفا عقاید، پشتیبانی شده‌اند.

کیوساکی می‌گوید، «وارن بافت، ثروتمندترین سرمایه‌دار دنیا، در سرمایه‌گذاری‌های خود، تنوع نداشته است.» یعنی اینکه شما هم به دنبال تنوع نباشید، اما این دقیقا خلاف عقیده وارن بافت است. از آنجایی‌که بافت در کار خود حرفه‌ای است، به دنبال تنوع نیست. زندگی کاری او با سرمایه‌گذاری است اما بافت به بیش از ۹۹ درصد سرمایه‌گذارها، سرمایه گذاری در صندوق‌ها را پیشنهاد داده است. ( بافت گفته است، شاید بیش از ۹۹ درصد). اما کیوساکی این موضوع را به گونه‌ای دیگر وانمود می‌کند.

مشکلات دیگری نیز در طبیعت کتاب‌های کیوساکی وجود دارد. البته این بدین معنا نیست که این کتاب‌ها ارزشی ندارند. کتاب‌های باارزشی هستند. بسیاری از مردم ( که من هم یکی از آنها هستم) مجموعه کتاب‌های ریچ دد را انگیزه‌بخش‌هایی قوی یافتند. من فقط معتقدم که خواندن این کتاب‌ها و همچنین کتاب‌های مالی شخصی دیگر را باید همراه با فیلترهایی ذهنی، مطالعه کرد. هنگام خواندن این نوع کتاب‌ها باید سؤال‌هایی در مورد مطالب‌شان پرسید و بخش‌هایی از آنها را که مناسب زندگی‌تان هستند، انتخاب کنید و باقی مطالب را به کناری بگذارید. برای من این روش هوش مالی حقیقی است.

توسط | ۱۳۹۷-۷-۸ ۱۴:۴۷:۴۹ +۰۰:۰۰ ۲۷ شهریور، ۱۳۹۷|آموزش مالی دسته بندی ها|بدون ديدگاه

در باره نویسنده :

ثبت ديدگاه